تبليغاتX
مرگ و مهر
    
;سخن امروز  : 
به وبلاگ مرگ و مهر خوش آمديد.

.:. معرفي وبلاگ .:.


برای روزگاری که نیستم.......


با تشكر : روح اله خلجی



.:. منوي اصلي .:.

:: صفحه اصلي
:: آرشيو مطالب
:: ارتباط با ما
:: خوراك وبلاگ


.:.


.:.


.:. واقعه عاشورای سال 61 هجری قمری مصادف با 21 مهر ماه سال 59 هجری شمسی بود. و من متولد 1300 سال بعد و چه دیر. کاش با تو می بودم. کاش با تو باشم یا حسین .:.

  :: روح اله خلجی
  :: داود بدیعی





.:. معرفي وبلاگ به دوستان .:.

نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما :
ایمیل دوست شما :


.:. السلام علیک یا مولای یا ابا صالح المهدی .:.


مشترك خوراك وبلاگ شويد، تا هيچ مطلبي را از دست ندهيد


.:. امكانات وبلاگ .:.





Powered by WebGozar

<-PostContent->


  1. سخني زيبا از پائلو كوئيلو
    مربوط به موضوع :
    دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 11:44

    انسان‌ها به شيوه هنديان بر سطح زمين راه مى‌روند. با يک سبد در جلو و يک سبد در پشت. در سبد جلو, صفات نيک خود را مى‌گذاريم. در سبد پشتي, عيب‌هاى خود را نگه مى‌داريم. به همين دليل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نيک خودمان را مى‌بيند و عيوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند. بدين گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنيم، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همين شيوه درباره ما مى‌انديشد


    ادامه مطلب | | نويسنده : روح اله خلجی
  2. خطبه فدک حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها
    مربوط به موضوع :
    سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 13:15

    خطبه آن حضرت بعد از غصب فدک

    روایت شده: هنگامى که ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند فدک را از حضرت فاطمه علیهاالسلام بگیرند و این خبر به ایشان رسید، لباس بتن کرده و چادر بر سر نهاد، و با گروهى از زنان فامیل و خدمتکاران خود بسوى مسجد روانه شد، در حالیکه چادرش به زمین کشیده مى‏شد، و راه رفتن او همانند راه رفتن پیامبر خدا بود، بر ابوبکر که در میان عده‏اى از مهاجرین و انصار و غیر آنان نشسته بود وارد شد، در این هنگام بین او و دیگران پرده‏اى آویختند، آنگاه ناله‏اى جانسوز از دل برآورد که همه مردم بگریه افتادند و مجلس و مسجد بسختى به جنبش درآمد.

    برای مطالعه به ادامه مطلب رجوع نمایید.......


    ادامه مطلب | | نويسنده : روح اله خلجی
  3. شاید این همان دریایی باشد که در قرآن به آن اشاره شده است
    مربوط به موضوع :
    شنبه ششم اسفند 1390 17:21

    در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارکیهاست ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود میاد

    In a tourism filled city of Skagen you can see this incredible natural sight.  This city is the most northern point of Danish people…..where the Baltic sea “meets” the North sea.  Two different seas can not be combined together thus creating this line


    ادامه مطلب | | نويسنده : روح اله خلجی
  4. نقش اتراف، اسراف و تبذیر ***مصرف زدگي زيان نعمت
    مربوط به موضوع :
    سه شنبه هجدهم بهمن 1390 11:9

    مواد غذايي:

     
    1-   نان:
    منطقه
    سرانه مصرف ساليانه نان (واحد كيلوگرم)
    نسبت
    ايران
    160
    ايران 6 برابر جهان
    جهان
    25
    مردم ما پرمصرفترين مردم جهان در مصرف گندم و نان هستند و با سرانه 160 كيلوگرم بالاترين مصرف سرانه نان را در جهان دارا هستيم. لازم به توضيح است. ميزان توليد نان در ايران 25 ميليارد عدد است.
    2-   تخم مرغ:
    منطقه
    سرانه مصرف تخم مرغ (واحد كيلوگرم)
    نسبت
    ايران
    8 تا 9
     
    ايران يك سوم جهان
    كشورهاي پيشرفته
    24
    سرانه مصرف تخم مرغ در ايران 8 تا 9 كيلوگرم است كه اين رقم در كشورهاي پيشرفته 24 كيلوگرم است.
    3-   شير:
    منطقه
    سرانه مصرف شير (واحد كيلوگرم)
    نسبت
    ايران
    90
    ايران يك سوم اروپا
    اروپا
    300
    سرانه مصرف شير در ايران 91 كيلوگرم در سال است كه اين سرانه در اروپا 300 كيلوگرم برآورد ميشود. همچنين براساس آخرين آمار در مورد سبد غذايي ايرانيان، مصرف لبنيات به ازاي هر نفر روزانه 139 گرم است كه فقط 28 گرم از اين ميزان را شير تشكيل ميدهد. در حالي كه مصرف مطلوب لبنيات هر فرد بايد روزانه 225 تا 240 گرم باشد.
    4-   شكر:
    منطقه
    سرانه مصرف شكر (واحد كيلوگرم)
    نسبت
    ايران
    30
    ايران 6 برابر جهان
    جهان
    5
    سرانه مصرف شكر هر ايراني 30 كيلوگرم و 6 برابر ميانگين هر فرد در دنيا است.
    برای مشاهده به ادامه مطلب رجوع نمایید.


    ادامه مطلب | | نويسنده : روح اله خلجی
  5. چهل حدیث گوهر بار از امام حسن عسگری علیه السلام
    مربوط به موضوع :
    سه شنبه یازدهم بهمن 1390 8:1

    1. جدال‌ مکن‌ تا احترامت‌ برود ، و شوخى‌ مکن‌ تا بر تو گستاخ‌ شوند .

    (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ ۵۱۶)
    ۲. هر که‌ به‌ نشستن‌ در جاهاى‌ معمولى‌ مجلس‌ بسنده‌ کند ، خدا و فرشتگان‌ بر اورحمت‌ مى‌فرستند تا برخیزد .
    (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ ۵۱۶)

     برای مشاهده به  ادامه مطلب  رجوع فرمایید


    ادامه مطلب | | نويسنده : روح اله خلجی
  6. مقایسه عملکرد امام حسین (ع) و امام حسن (ع)
    مربوط به موضوع :
    شنبه یکم بهمن 1390 14:58

    سیارى از مردم معتقدند که روح مناعت هاشمى که همواره چون عقابى بلند پرواز ، قله هاى مرتفع را بزیر پر دارد ، با رفتار حسین علیه السلام متناسبتر است تا رفتار حسن علیه السلام .
    و این یک نگرش ابتدای و سطحى و دور از عمق و دقت است .
    حسن علیه السلام نیز در دیگر موقعیت ها و صحنه هاى زندگیش همان هاشمى شکوهمند و بلند پروازى بود که در افتخارات ، همپا و همطر از پدر و مادر خود محسوب مى شد و این هر سه ، نمونه ى کامل و مثال عالى مصلحان مسلکى تاریخ بودند و آنگاه هر یک از ایشان جهادى و رسالتى و نقشى مخصوص خود داشت که از اعماق شرائط موجود و اوضاع و احوال او سرچشمه میگرفت و هر یک در جاى خود چه از لحاظ شکل جهاد و چه از لحاظ شکوه و مجد و چه از لحاظ پیگیرى حق از دست رفته ى مغصوب ، عملى مبتکرانه و بى سابقه بود .
    نوشیدن جام شهادت در موقعیت امام حسین و حفظ سرمایه ى زندگى بوسیله ى صلح در موقعیت امام حسن ، بعنوان دو نقشه و دو وسیله براى جاودان داشتن مکتب و محکوم ساختن خصم ، تنها راه حلهاى منطقى و عاقلانه ای بودند که با توجه به مشکلات هر یک از دو موقعیت ، از انجام آنها گزیرى نبود و جز آنها راه دیگرى وجود نداشت ، هر یک از این دو راه در ظرف خود ، برترین وسیله ى تقرب بخدا و امتثال فرمان او بود هر چند که از لحاظ دنیوى چیزى جز محرومیت بهمراه نداشت ، و باز هر یک پیروزى حتمى و قاطعى بود که در طى تاریخ جلوه ى خود را آشکار ساخت ، گرچه در حین وقوع جز محرومیت و از دست دادن قدرت ، مظهرى نداشت .
    این دو فداکارى : نثار کردن جان در ماجراى حسین و چشم پوشى از حکومت و قدرت در داستان حسن ، آخرین نقطه ای است که رهبران مسلکى در نقشها و رسالتهاى انسانى و مجاهد تبار خود بدان رسیده اند .
    قدرت حاکم در دوره ى هر یک از این دو برادر ، یگانه عاملى بود که شرائط خاصى از لحاظ دوستان و یاوران و شرائط خاصى از لحاظ دشمنان و معارضان براى وى ایجاد کرده بود که به شرائط آندیگرى شباهتى نمیداشت و بدیهى است که دو گونگى شرائط ، لازمه ى طبیعى اش دو گونگى شکل جهاد و در نتیجه ، دو گونگى پایان و فرجام ماجرا بود .
    وضع خاص هر یک از لحاظ دوستان و یاوران :
    خیانت دوستان کوفى در ماجراى امام حسین ، براى وى گام موفقیت آمیزى بود در راه رسیدن به آن شکوه و موفقیت درخشان تاریخى ولى خیانت همین جمع ، در ماجراى امام حسن - در مسکن و مدائن - ضربت مهلکى بود که صفوف او را متلاشى ساخته و حالت آمادگى براى جهاد را از وى گرفت.
    توضیح آنکه : حادثه ى بیعت شکنى کوفیان نسبت به حسین علیه السلام پیش از آن بود که وى آماده ى جنگ شده باشد و به همین دلیل بود که سپاه کوچک ولى یکپارچه ى وى در آن هنگام که براى نبرد آماده شد از شائبه ى هر گمانى که موجب دغدغه باشد بر کنار و به سپاهیان فداکار امامى که داراى هدف ها و ایده آل هاى بزرگ است کاملا شبیه بود .
    در حالیکه در ماجراى امام حسن عامل اصلى نومیدى آنحضرت از پیروزى نظامى ، همان سپاهى بود که دو سوم نفراتش از میدان گریخته و بازیچه ى دسیسه هاى معاویه گشته و جبهه ى امام حسن را در دستخوش هرج و مرج و آشوب و عصیان ساخته بودند .
    از اینجا میتوان کاملا پذیرفت که یاران و دوستانى که با امام حسن بیعت کرده و همچون سپاهیانى مجاهد در اردوگاه وى حضور یافتند و سپس بیعت را شکسته و بسوى دشمن گریخته و یا بر امام خود شوریدند ، از آن کسانیکه بیعت برادرش امام حسین را پیش از روبرو شدن با آن حضرت شکستند ، بدتر و خطرناکتر بوده اند .
    بنابرین ، حسین پس از آنکه حوادث کوفه یاران او را در بوته ى آزمایش افکنده و نیک و بد آنان را از یکدیگر جدا و ممتاز ساخته بود ، سپاهى فراهم آورد که - با همه کوچکى - از لحاظ اخلاص و فداکارى ممتازترین سپاهى بود که تاریخ بیاد دارد .
    ولى حسن حتى در میان شیعیان با اخلاص خود نیز نمیتوانست یاورانى که از هر جهت مورد اطمینان وى باشند فراهم آورد چه - همانطور که در فصول قبل بیان شد - آشفتگى و هرج و مرج چندان در اردوگاه وى همه گیر شده بود که اساسا امکان ادامه ى کار وجود نداشت .
    و چه تفاوتى از این بالاتر ، میان وضع دوستان و یاوران آن دو برادر ؟
    وضع خاص هر یک از لحاظ دشمن :
    دشمن امام حسن ، معاویه بود و دشمن امام حسین ، یزید و براى روشن شدن تفاوت میان این پدر و پسر ، شهادت تاریخ که پسر را ( کودنى احمق) و پدر را ( هشیارى تیزبین) - و بگمان بعضى : نابغه ای در تیز هوشى - معرفى کرده بسنده است .
    خصومت این دو دشمن با حسن و حسین ، مربوط به شرائط و اوضاع همزمان ، نبود این دنباله ى خصومت فیما بین بنى هاشم و بنى امیه بود که سالیان درازى از عمر آن میگذشت .
    در تمام این مدت ، حتى یکروز هم نبود که بنى امیه هموزن و همطر از بنى هاشم باشد ، وضع وى در برابر بنى هاشم ، وضع دشمن حقیرى بود که از رقیبى نیرومند واهمه داشته و با وى خصومتى بى امان میورزد و همین امر موجب شد که نام امویان در برابر نام بنى هاشم ، ابتدا بر سر زبان مردم و سپس بر قلم مورخان و واقعه نگاران جارى گردد وگرنه چگونه میتوان طغیان هوس را با فضیلت ایده آل و پلیدترین نسب ها را با آنانکه گواه پاکدامنى شان قرآن است در یک ردیف آورد و چگونه رواست که آن مجسمه هاى شهوت و قدرت پرستى وانحصار طلبى و گناه را با مردمى که مظهر ملکات عقلى و اخلاق برتر و عنصر پاک اند ، معلمانى که فکر انسانى را در سطحهاى عالى فرهنگ و معرفت مستقر ساخته و بر ذخائر و فرآورده هاى استعداد انسانى ، ثروت هنگفت و پایان ناپذیر افزودند ، یعنى با بنى هاشم آن پیام آوران نور و روشنگران جهان ، مقایسه کنیم ؟
    آنها کجا و اینها کجا ؟
    حدسى که امام حسن در مورد فرجام کار خود با دشمن تاریخى اش معاویه بن ابى سفیان بن حرب میزد و دور نمای که از وضع آینده ى خود در صورت درگیرى با معاویه ، مشاهده میکرد ، کاملا معقول و به واقع نزدیک بود بگمان قوى دنباله ى این جنگ به بزرگترین فاجعه و قاطعترین ضربت نسبت به اسلام کشیده مى شد و بالاخره عواقب آن با نابودى آخرین فردى که دل در گرو طرز فکر اصیل اسلام و مکتب علوى داشت ، خاتمه مى یافت و میدانیم که معاویه - آن دشمن نمایان على و مکتب علوى - در اجراء اینگونه نقشه ها و در تصفیه ى حسابهاى قدیمى و تاریخى داراى استعدادى عجیب بود .
    در بحث هاى گذشته بقدر کافى در اینمورد توضیح داده شده است .
    ولى امام حسین براى نفى این حدس در مورد خودش ، کافى بود بیاد آورد که دشمنش بچه ى ناز پرورده ای است که به هیچ وجه از عهده ى حل مشکلات و مهار کردن امواج مخالف و بکار بستن نقشه هاى وسیع بر نمىآید و آنچه در ماجراى خلافت و درگیرى با رقیبان از نظر او مهم است آنست که سلطنتى با خزائن فراوان در اختیار او قرار گیرد ، گو آنکه از نظر آبرو و اعتبار چنان باشد که ( اخطل) شاعر - بروایت بیهقى - روبروى او بدو بگوید :
    ( حقا که دین تو همچون دین دراز گوش است بل ، که تو از هرمز کافرترى) !
    موضوع دیگرى که در برابر آن حدس ، انگیزه ى امام حسین علیه السلام بر آن اقدام میتوانست شد تازیانه ى فشار و ارعابى بود که در تمام زوایاى کوفه و توابع آن ، شیعیان را تهدید میکرد و گروههاى بسیارى از رجال و بزرگان شیعه را که حامل افکار و پیرو مکتب اهل بیت بودند و آن را چون گنجینه ای عزیز و گرانبها براى نسلهاى بعد حفظ میکردند ، درنهانگاه سیاهچالها و تبعیدگاهها و در دل غارها افکنده بود .
    این بود که میتوانست بى دغدغه و تشویق و با اطمینان از خط مشى و هدف و از آینده ى مکتب خود ، در راهى که نظر او را تأمین میکرد گام نهد .
    در حالیکه امام حسن چیزى که اطمینان و آسودگى خاطر او را از آینده ى مکتب او و از آنچه قرار است پس از شهادت خود باقى گذارد ، تأمین کند نداشت ، در صف دشمنان او معاویه قرار داشت و آن مثلث مخوف وهولناکى که او را احاطه کرده و نقشه ها و طرحهاى بنهایت خصمانه و عدوات آمیز .
    و بالاخره ، امام حسین علیه السلام از اشتباهات معاویه مانند هجوم به سرزمینهاى امن و امان خدا ، روش وى در برابر مواد صلحنامه ، مسموم نمودن امام حسن ، بیعت گرفتن براى پسرش یزید و اشتباهات بیشمار دیگر وى بهره بردارى کرد و بدانوسیله در برابر افکار عمومى ، بر قدرت واصالت و انطباق نهضت ضد اموى خود با موازین اسلام ، افزود .
    بعلاوه از لغزشهاى ( جانشین معاویه) آن جوان مبتلا به شراب و بوزینه و انواع گناه و فجور ، بهره بردارى کرد و اینها همه عواملى بود که او را در بثمر رسانیدن هدفش تأیید و کمک میکرد .
    وضع او از لحاظ دشمنانش و وضع او از لحاظ دوستان و یارانش در اینجهت همانند بودند که او را در قیامش و بپایان رسانیدن رسالتش و پیروزى درخشانش و سربلندیش در پیشگاه خدا و در قضاوت تاریخ ، کمک مى کردند .
    لیکن وضع امام حسن - همانطورى که قبلا بیان کردیم - از لحاظ دوستان و یارانش آنچنان بود که راه شهادت را بر او بست و از لحاظ دشمنانش آنچنان بود که درگیرى و جنگ با ایشان را - که بمعناى نابودى مکتب اسلام بود - ممتنع ساخت .
    و بدینجهت احساس کرد که لزوما میباید روش جهاد خود را دگرگونه سازد و صحنه ى جنگ را از راه صلح بیاراید .
    مواد قابل انفجارى که امام حسن در قرار داد صلح کار گذارد - یعنى تعهدات معاویه - همه وسائل و ابزار دقیقى بودند که معاویه و اتباع و همفکران او را بوضع فجیعى محکوم و مفتضح مى ساختند .
    پس از این بیان براستى دشوار است که تشخیص دهیم کدامیک از این دو برادر - درود و رحمت خدا بر آنان - مجاهدتش مؤثرتر و در راه هدف موفقتر و پیشروتر و ضربتش بر دشمن قاطع تر و کوبنده تر بوده است .
    این مطلب نیز پوشیده نمانده است که تاریخ نکبت ها و بدبختى هاى بنى امیه پس از نقشى که امام حسن بوسیله ى صلح ایفا کرد ، سراپا مرتبط به آنحضرت و مرهون نقشه ها و آفریده ى تدبیرهاى او بود و اگر این نقشه موفق - که لازمه ى شکل و وضع طبیعى آن ، نیل به موفقیت بود و لازمه ى وضع دشمنانش آن بود که دانسته یا ندانسته بدست خود به موفقیت آن کمک کند - بدانصورت ایفا نمى گشت ، بیگمان هیچیک از این حوادث نکبتزا ، بدانگونه که واقع شد ، بوقوع نمى پیوست .
    ----------------------------------------------
    مولف :امام سید عبدالحسین شرف الدین
    مترجم : حضرت آیت الله سید على خامنه اى


    ادامه مطلب | | نويسنده : روح اله خلجی
  7. شرایط قرارداد صلح امام حسن علیه السلام
    مربوط به موضوع :
    شنبه یکم بهمن 1390 14:56

    جمعى از مورخان از جمله طبرى و ابن اثیر روایت کرده اند که : معاویه ورقه ى سفیدى که پاى آن را مهر کرده بود نزد حسن فرستاد و بدو نوشت : اختیار با توست ، در این ورقه هر شرطى خواهى بنویس ( ۱ ) .
    سپس روایت را ناتمام گذارده و توضیح نداده اند که امام حسن علیه السلام در این ورقه چه نوشت ما مصادر و ماخذى را که امکان دسترسى بدانها بود بررسى کردیم و در تمامى آنها جز بر مواد پراکنده ای که راویان خود اعتراف کرده اند که فقط بخشى از مجموع مواد قرار داد است ، دست نیافتیم تنها در یک مأخذ ، صورت قرار دادى وجود دارد که نسبتا منظم و داراى آغاز و انجام است و راوى پنداشته که ( صورت کامل قرار داد صلح) همین است ، ولى بسیارى از مواد آن با روایات دیگر که از لحاظ سند و عدد بر آن برترى دارد ، مغایر و متناقض است .
    و ما اگر قرار باشد به یک روایت اکتفا کنیم باید براى اطلاع از محتویات قرار داد - بشیوه راویان قدیم - از روایت ( ورقه ى سفید) تجاوز ننمائیم و مانند آنان روایت را ناتمام گذارده و بدان اجمال قناعت ورزیم چه ، امضاء کردن قرار داد صلح بر مبناى این اصل که : ( هر شرطى خواهى بنویس) بدان معناست که امام حسن ، ورقه ى ( سفید امضا) ى معاویه را از شرائط مورد نظر خود پر کرده و موادى را که بمصلحت خود او و تأمین کننده ى نظر او در مورد شخص خود یا خاندان یا شیعیان و یا هدفش بوده ، در آن گنجانیده است .
    و اینکه که ما از یکایک آن مواد با اطلاع نیستیم ، میتوانیم مطمئن باشیم که در میان منقولاتى که از محتواى صلحنامه در دست است ، هر چه به صلاح و صرفه ى امام حسن نزدیکتر و با فکر و هدف او منطبق تر است ، به واقعیت نزدیکتر است و در مقام جرح و تعدیل روایات ، چنین روایتى را بر آنچه متضمن شرطى است که با مصالح معاویه بیشتر تطبیق مى کند ، ترجیح دهیم و این بیشک نتیجه ى قطعى و مسلمى است که از آزادى امام حسن در تنظیم صلحنامه ، میتوان استفاده کرد .
    و ما که نتوانسته ایم به آنچه امام حسن در ورقه ى سفید نوشته دسترسى پیدا کنیم ، بنوبت خود چنین مى اندیشیم که باید فرازهاى مختلفى را که در مصادر و ماخذ تاریخى پراکنده است ، گرد آورده و از مجموع آنها آنچه را که مشتمل بر صحیحترین و مهمترین مواد است انتخاب نموده و فرازهای را که با یکدیگر متناسب است در یک ماده بیاوریم و با این انتخاب و تنظیم ، ( قرار داد صلح) را بشکلى هر چه بواقع نزدیکتر باز نمائیم .
    و اینک متن قرار دادى که به امضاى طرفین رسید :
    ماده ى یک :
    حکومت به معاویه واگذار مى شود بدینشرط که به کتاب خدا و سنت پیغمبر ( ۲ ) - صلى الله علیه و آله - و سیره ى خلفاى شایسته عمل کند ( ۳ ).
    ماده ى دو :
    پس از معاویه حکومت متعلق به حسن است ( ۴ ) و اگر براى او حادثه ای پیش آمد متعلق به حسین ( ۵ ) و معاویه حق ندارد کسى را بجا نشینى خود انتخاب کند ( ۶ ) .
    ماده ى سه :
    معاویه باید ناسزا به امیرالمؤمنین و لعنت بر او را در نمازها ترک کند ( ۷ ) و على را جز بنیکى یاد ننماید ( ۸ ) .
    ماده ى چهار :
    بیت المال کوفه که موجودى آن پنج میلیون درهم است مستثنى است و تسلیم حکومت شامل آن نمى شود و معاویه باید هر سالى دو میلیون درهم براى حسین بفرستد و بنى هاشم را از بخشش ها و هدیه ها بر بنى امیه امتیاز دهد و یک میلیون درهم در میان بازماندگان شهدای که در کنار امیرالمؤمنین در جنگهاى جمل و صفین کشته شده اند ، تقسیم کند و اینها همه باید از محل خراج ( دارا بجرد) ( ۹ ) تأدیه شود ( ۱۰ ) .
    ماده ى پنج :
    مردم در هر گوشه از زمین هاى خدا - شام یا عراق یا یمن و یا حجاز - باید در امن و امان باشند و سیاه پوست و سرخ پوست از امنیت برخوردار باشند و معاویه باید لغزشهاى آنانرا نادیده بگیرد و هیچکس را بر خطاهاى گذشته اش مؤاخذه نکند و مردم عراق را بکینه هاى گذشته نگیرد ( ۱۱ ) اصحاب على در هر نقطه ای که هستند در امن و امان باشند و کسى از شیعیان على مورد آزار واقع نشوند و یاران على بر جان و مال و ناموس و فرزندانشان بیمناک نباشند و کسى ایشان را تعقیب نکند و صدمه ای بر آنان وارد نسازد و حق هر حقدارى بدو برسد و هر آنچه در دست اصحاب على است از آنان باز گرفته نشود) ( ۱۲ ) .
    بقصد جان حسن بن على و برادرش حسین و هیچیک از اهل بیت رسولخدا توطئه ای در نهان و آشکار چیده نشود و در هیچیک از آفاق عالم اسلام ، ارعاب و تهدیدى نسبت به آنان انجام نگیرد ( ۱۳ ) .
    ابن قتیبه مى نویسد : ( سپس عبدالله بن عامر - فرستاده ى معاویه - قیود و شروط حسن علیه السلام را به همان صورتى که آنحضرت بدو گفته بود براى معاویه نوشت و فرستاد و معاویه همه آنها را بخط خود در ورقه ای نوشت و مهر کرد و پیمانهاى مؤکد و سوگندهاى شدید بر آن افزود و همه ى سران شام را بر آن گواه گرفت و آن را براى نماینده ى خود عبدالله فرستاد و او آن را به حسن تسلیم کرد ( ۱۴ ) ) .
    دیگر مورخان ، متن جمله ای را که معاویه در پایان قرار داد نوشته و با خدا بر وفاى بدان ، عهد و میثاق بسته چنین آورده اند : ( بعهد و میثاق خدای و به هر آنچه خداوند مردم را بر وفاى بدان مجبور ساخته ، بر ذمه ى معاویه بن ابى سفیان است که به مواد این قرار داد عمل کند) ( ۱۵ ) و این بنابر صحیح ترین روایات ، در نیمه ى جمادى الاولى بسال ۴۱ هجرى بود .
    ------------------------------------------------
    ۱- طبرى : ۶ / ۹۳ و ابن اثیر : ۳ / ۱۶۲ .
    ۲- مدائنى بنابر نقل ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه : ج ۴ ص ۸ .
    ۳- ( فتح البارى) ( شرح صحیح بخارى ) بنابر نقل ابن عقیل در ( النصایح الکافیه) ( ص ۱۵۶ ط اول ) و ( بحار الانوار) : ج ۱۰ ص ۱۱۵ .
    ۴- ( تاریخ الخلفاء) تألیف سیوطى ( ص ۱۹۴ ) ، ابن کثیر ( ج ۸ ص ۴۱ ) ، ( الاصابه) ( ج ۲ ص ۱۲ و ۱۳ ) ، ابن قتیبه ( ص ۱۵۰ ) ، ( دائره المعارف فریدوجدى) ( ج ۳ ص ۴۴۳ ط دوم ) و مدارک دیگر .
    ۵- ( عمده الطالب) تألیف ابن المهنا ( ص ۵۲ ).
    ۶ - مدائنى بنابر نقل ابن ابى الحدید در نهج البلاغه ( ج ۴ ص ۸ ) ، ( بحارالانوار) ( ج ۱۰ ص ۱۱۵ ) و ( الفصول المهمه) تألیف ابن صباغ و مدارک دیگر .
    ۷- ( اعیان الشیعه) : ۴ و ۴۳ .
    ۸- ( مقاتل الطالبین) تألیف ابوالفرج اصفهانى ( ص ۲۶ ) و ( شرح نهج البلاغه) ( ج ۴ ص ۱۵ ) دیگر مورخان گفته اند : ( حسن از معاویه خواست که على را دشنام نگوید ، معاویه این را نپذیرفت ولى قبول کرد که وقتى حسن حاضر است و مى شنود به على دشنام داده نشود) ابن اثیر میگوید : سپس به همین نیز وفا نکرد .
    ۹- شهرى در فارس و نزدیک به حدود اهواز است و ( جرد) یا ( جراد) در فارس قدیم و روسى جدید بمعناى ( شهر) است بنابراین ( دارابجرد) یعنى شهر داراب .
    ۱۰- فرازهاى این ماده را بطور پراکنده در کتابهاى : ( الامامه و السیاسه) ( ص ۲۰۰ ) و ( تاریخ طبرى) ( ج ۶ ص ۹۲ ) و ( علل الشرایع) تألیف ابن بابویه ( ص ۸۱ ) و ( تاریخ ابن کثیر) و مدارک دیگر میتوان دید .
    ۱۱- ( مقاتل الطالبیین) و ( ص ( ۲۶ ( شرح نهج البلاغه) ( ج ۴ ص ۱۵ ) ( البحار) ( ج ۱۰ ص ۱۰۱ و ۱۱۵ ) دینورى ( ص ۲۰۰ ) هر فرازى با عین الفاظ از مأخذ مورد نظر گرفته شده است .
    ۱۲- فقرات مربوط به امنیت اصحاب و شیعیان على علیه السلام را در کتابهاى : طبرى ۶ / ۹۷ ابن اثیر ۳ / ۱۶۶ مقاتل الطالبیین : ۲۶ شرح النهج : ۴ / ۱۵ بحار ۱۰ / ۱۱۵ علل الشرایع : ۸۱ و النصایح الکافیه : ۱۵۶ میتوان مطالعه کرد .
    ۱۳- ( بحار الانوار) و ( ج ۱۰ ص ۱۱۵ ) و ( النصایح الکافیه) ( ص ۱۵۶ ط . ل ) .
    ۱۴- ( الامامه و السیاسه) ( ص ۲۰۰ ) .
    ۱۵- ( البحار) ( ج ۱۰ ص ۱۵۵ ) .
    ----------------------------------------------
    مولف :امام سید عبدالحسین شرف الدین
    مترجم : حضرت آیت الله سید على خامنه اى


    ادامه مطلب | | نويسنده : روح اله خلجی
  8. چهل حدیث گوهر بار از امام حسن علیه السلام
    مربوط به موضوع :
    شنبه یکم بهمن 1390 13:24

    الا مامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى علیه الصلوه السّلام :

    ۱ - مَنْ عَبَدَاللّهَ، عبَّدَاللّهُ لَهُ کُلَّ شَىْءٍ.(۱)
    ترجمه :
    فرمود: هر کسى که خداوند را عبادت و اطاعت کند، خداى متعال همه چیزها را مطیع او گرداند.


    ادامه مطلب | | نويسنده : روح اله خلجی
  9. حرم امام حسین ‌(ع)، کی و چگونه ساخته شد ؟
    مربوط به موضوع :
    چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 13:53

    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    ادامه مطلب | | نويسنده : روح اله خلجی
  10. قرآن از دیدگاه شریعتی
    مربوط به موضوع :
    دوشنبه پنجم دی 1390 11:52

     
    قرآن کتابی است که با نام خدا  آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.کتابی آسمانی است اما  ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند  ــ  بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد !
    کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها  ۲ سوره اش از عبادات ! آن هم حج و نماز  !
     
    کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست
    کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم تعلیم انسان با قلمآن هم در جامعه ای و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست ……….
     این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند ، لایه اش  مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد ، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که  این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و  برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت ، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب  گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی ؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد ،
    قرآن !  من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان  آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند  ” چه کس مرده است ؟
    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است  .
    قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین  مبدل کرده ام   .
    یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته ،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ، ‌یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …  آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
    قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند  ! …  اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”   احسنت !  ” گویی مسابقه نفس است  …
    قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو از آخر به اول ، ‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری ؟  ای کاش آنانکه ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا  اسباب مسابقات هوش
    نکنند  .
    خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو  .
    آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است . آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است  که به صلیب جهالت کشیدیم .
    ___________

    علی شریعتی ، برگرفته از
    پدر مادر ما متهمیم ، مجموعه آثار ۲۲
      ·  ترجیح میدهم باکفشهایم در خیابان راه بروم وبه خدا فکرکنم تا اینکه در مسجد بنشینم وبه کفشهایم


    ادامه مطلب | | نويسنده : روح اله خلجی

.:. صفحات وبلاگ .:.

|